Hoax یا Hoaxes به اخبار و مطالب و عكسهای فریبنده میگویند كه بیشتر جهت شوخی یا تحریف واقعیتی ایجاد شده و منتشر شده باشند. هَوكس را میتوان «دست انداختن» نیز معنی كرد كه از Hocus Pocus یا تردستی گرفته شده است.*
موضوع هر هوكس نیز بستگی به هدف سازندهی آن دارد. شوخیهای معروفی نظیر پایان دنیا یا نمایش مشهور رادیویی اورسون ولز بر اساس كتاب جنگ دنیاهای اچ.جی.ولز كه اورسون ولز در نقش خبرنگاری با جدیت صحنهی حملهی مریخیها را تعریف كرده و چند شهر آمریكا را در هراس فرو برد از نمونه هوكسهای رادیویی در قرن گذشته هستند. دروغهای آوریل و دروغهای نوروزی را نیز با این كه لو رفتهاند اگر ماهرانه و باورپذیر طراحی شوند شاید بتوان در زمرهی هوكسها قرار داد مانند شوخی نوروزی روزنامه شرق در مورد كج شدن برج میلاد.
معمولاً لینك یك خبر یا تصویری خاص به نسبت اهمیت خبری آن یا منافع برای توزیعكننده آن، از درجات خاصی از توجه برخوردار است. بسیاری از افراد نیز اخبار و برنامههای تلویزیونی را بیش از هر رسانهی دیگر باور میكنند و بعضی افراد نیز اینترنت را با همان قیاس روانی و ذهنی نوعی «تلویزیون» میپندارند و در نتیجه باور اخبار و عكسهای هوكس كه معمولاً به صورت حرفهای تهیه میشود برای آنان سادهتر میشود.

در این زمینه صدها مورد ریز و درشت را میتوان مثال زد كه به دلیل رویكردهای رنگارنگ سیاسی در اكثر رسانههای ایرانی، پیش از این كه جنبهی هوكسی و تفریحی داشته باشند سرچشمه گرفته از شایعه و یا منافع خاص سیاسی هستند. شاید به آنها بتوان نام «ترفندهای هدفمند» نام نهاد.
در رسانههای دیگر این به ندرت اتفاق میافتد نظیر شوخی فردی كه خبر دستگیری كیانوش استقرارزاده در روستای برره توسط ماموران جمهوری اسلامی را تلفنی به مجریان برخی شبكههای ماهوارهای فارسی گفته بود و مدتی موجب مزاح شده بود یا خبر غیرواقعی حل معماهای اینشتاین توسط دختری ایرانی كه ابتدا توسط تلویزیون ایران و بعد در رسانههای دیگر منعكس شد و مثالهایی از این قبیل. اما در اینترنت این موضوع به دلیل تراكم اطلاعات و نیز مسائل خاص فنی و تكنیكی نظیر استفاده از جلوههای فتوشاپ و نرمافزارهای گرافیكی بیشتر اتفاق میافتد و شاید به دلیل توسعهنیافتگی اینترنت در ایران مقداری برای عامه باورپذیرتر باشد.
اهمیت شناخت عكسها و پیامهای فریبآمیز این است كه مدیران رسانهها و سایتهای خبری به علت آسیبپذیری در این مورد و گسترش سریع شایعات اینترنتی به دلیل ذات تكنولوژیكی آن، پیش از هر چیز از صحت و سقم رویدادها و عكسها كاملاً اطمینان حاصل كنند و اعتبار و اصالت اخبار خود را با دقت بیشتری كنترل كرده و بر خروجی مطالب خود نظارت دقیقتری داشته باشند. به همین لحاظ و بر اساس تجارب به دست آمده شاید لازم باشد یك مدیر یا مسؤول خبر یك سایت خبری علاوه بر قواعد خبرنویسی و نگارش و معلومات عمومی بالا در زمینههای متعدد و سایر رشتههای مرتبط با رسانه، با نرمافزارهای گرافیكی نظیر فتوشاپ و افكتها و فیلترها و با انواع فونتها و سیاقهای آن و دیگر مسائل فنی وب و كامپیوتر به خوبی آشنا باشد.
این تنها نمونههایی از هوكسهاست كه در مدتهای اخیر در سایتهای مختلف منعكس شده است و منشاء آنها اینترنت است و نه رسانههای دیگر. لینك تمام اخبار و منابع در این زمینه موجود است كه هر كدام از چه منبعی آمده و یا كدام سایت خبری آن را درج كرده كه بسیاری از كاربران ثابت اینترنتی میدانند. شاید برای وبلاگها و سایتهای شخصی این خطاها اهمیتی نداشته باشد اما برای رسانههای خبری و سایت خبرگزاریها نوعی آسیب و تهدید به شمار میآید:
■ صیغه شیرینترین لذت!
در تاریخ 29 فروردین امسال عدهای از زنان محجبه در اعتراض به بدحجابی در مقابل مجلس تجمع كردند. خبرگزاری مهر
عكسهایی از این تجمع و حواشی آن تهیه كرد. متن تصویر پلاكارد یكی از این عكسها دستكاری شده و به این جمله تغییر یافت: «صیغه شیرینترین لذتی است كه نصیب زن مسلمان میشود»! و به فاصله كمتر از چند روز در صدها سایت و وبلاگ منتشر شد. بسیاری آن را در سایت و وبلاگ خود به كار برده و تفسیرهای متعدد مذهبی و سیاسی نیز از آن ارائه دادند. تا جایی كه حتی سعید ابوطالب نماینده تهران نیز جوگیر شده و در مجلس در مورد آن عكس
جنجال به پا كرد! هنوز در برخی كلیپهای شبكههای ماهوارهای فارسیزبان این تصویر تحریفشده را به عنوان عكسی مستند از رویدادهای ایران به كار میبرند.
كاربرانی كه با یك نرمافزار خوشنویسی نظیر چلیپا یا كلك كار كرده باشند یا حداقل قواعد خوشنویسی را بدانند در اولین نگاه و به سادگی متوجه جعل ناشیانهی نوشته میشوند. مخصوصاً چلیپا و نامهنگار و بسیاری نرمافزارهای خوشنویسی دیگر كه فاصلهگذاری نامناسب نقطههای آن به خوبی مشهود است.
■ پاسارگاد زیر آب رفت
با انعكاس خبر عملیات ساخت سد سیوند در منطقه تنگهبلاغی و نزدیك بناهای تاریخی استان فارس و نزدیك شدن زمان آبگیری آن، موضعگیریهای بسیاری از سوی معترضین در سایتها و شبكههای مختلف ماهوارهای انجام پذیرفت و تومارهای بسیاری نیز در اعتراض به این عمل نوشته شد. در روزهای اخیر رندی تصاویر دستكاری شدهی فوق را با ذكر این خبر كه پاسارگاد و مقبره كوروش زیر آب رفته است در اینترنت منتشر نمود كه ادامهی ماجرا را میتوان حدس زد! در این خبر كه توسط گروهی اینترنتی با عنوان ایران عشق تكثیر شده آمده است:
«اكنون خبری داریم كه دل هر ایرانی عاشق و وطن دوستی را خشمگین و برافروخته میسازد! چندی پیش سد سیوند در حال آبگیری بود كه با این كار پاسارگاد، آرامگاه كوروش كبیر، این بزرگمرد آریایی به زیر آب میرود. و اكنون این اتفاق افتاده است. سد آبگیری شده و آرامگاه كوروش كبیر و بخش بزرگی از پاسارگاد در حال فرو رفتن به زیر آب است».
منبع اصلی عکسهاتوضیح این كه سد سیوند تا این لحظه هنوز به مرحلهی آبگیری نرسیده است! هر دو یعنی هم متن و هم عكسها در این خبر فریبآمیز هستند.
■ مسخ دختر هلندی
قضیهی مسخ دختر هلندی به دلیل اهانت به قرآنخوانی مادرش، از مشهورترین هوكسهای مذهبی در اینترنت ایرانی است كه در سال گذشته اتفاق افتاد. تصویر واقعی مربوط به مجسمهای ساخته
پاتریشیا پیچینینی و از جنس سیلیكون و كائوچو و طرحی ژنتیكی در مورد تكامل حیوانات است كه در نمایشگاه آثار وی به نمایش درآمده و از آن عكس گرفته شده است. یك سایت سرگرمی تركی آن را نقل كرده و
خبرگزاری آفتاب كه بعداً صحت این خبر را رد كرد، آن را با تیتر «مسخ به خاطر توهین به قرآن» منعكس و به زودی در صدها سایت و نشریات مختلف تكثیر شده و حتی به تعداد زیاد از آن فتوكپی و تصویر تهیه و در محافل و شهرهای مذهبی توزیع شد.
خود عكس اصیل بوده و هیچ گونه دستكاری در آن رخ نداده است. این خبر ضمیمهی آن است كه موجب ایجاد این ذهنیت و باور شده است.
■ كج شدن برج میلاد
اگر چه این قضیهی برج میلاد در آستانه نوروز 74 منشاء مطبوعاتی دارد اما در اینترنت نیز به دلیل انعكاس آن در
سایت روزنامه شرق در همان ساعتهای اولیه به ویژه از سوی برخی سایتها و وبلاگهای خارج از كشور كه از قضیهی شوخی نوروزی شرق اطلاع نداشتند و به محتوای طنزآمیز آن دقت نكرده بودند با واكنشهای بعضاً تند سیاسی علیه بیكفایتی مسؤولین نظام ایران مواجه شد! چون چند روزی نیز به نوروز مانده بود، این شبهه برای افراد بیشتر به وجود میآمد كه خبر واقعی است. اتكای مطلق به اینترنت و در واقع روزنهی شیشهای مانیتور به عنوان تنها منبع خبرگیری نیز از آسیبهای جدی یك رسانه به شمار میرود.
■ اعدام انقلابی!
مدتی پیش تصویر این نامه در برخی از سایتها و وبلاگها منتشر شد و طبق معمول! برخی آن را باور كرده و در وبسایتها و وبلاگهای خود به آن اشاره كردند. در این نامه، متنی آمده مبنی بر ماموریت دادن فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات به محمود احمدینژاد برای اعدام انقلابی جمعی از زندانیان. جعلی بودن نثر آن كه از اساس مشخص است. بعد هم نامههای اداری در آن تاریخ معمولاً با ماشینتحریر تایپ میشد اما این نامه فونتش «زر سیاه» است و مربوط به تایپ كامپیوتری است. یعنی در آن تاریخ نرمافزارهای فارسی موسوم به نشر رومیزی نظیر زرنگار با این گستردگی وجود نداشت و بعد از آن سال بود كه نشر رومیزی كامپیوتری و فارسی توسعه یافت. گذشته از آن اصلاً چه كسی در ایران میداند «فرماندهی محترم جنگهای نامنظم»! چه صیغهای است و چه سمتی است!؟ اصلاً آن 702 نفر قبلی (و آن 4۶۰ یا 260 نفر!؟) چه كسانی بودهاند كه این حجم وسیع اعدام در آن سال هیچ سابقهای و سر و صدایی نداشته است!؟ این یكی از ناشیانهترین هوكسهای بررسی شده بود.
■ نامههای عمر و یزدگرد
نامههای موسوم به نامههای عمر و یزدگرد سوم كه در مدتهای اخیر بارها در سایتهای مختلف و با ورژنهای نوشتاری مختلف نیز بارها دست به دست و ایمیل به ایمیل! گشته از آن نوع هوكسهای مشهور مدتهای اخیر به شمار میرود. غیر از جعلی بودن متن نامهها كه
اینجا به آن اشاره شده، به طور كلی وجود چنین نامههای در موزهی لندن هرگز تایید نشده است.
■ تصویر برخورد موشك حزبالله به ناو اسرائیلی
در پی وقوع جنگ اخیر اسرائیل و لبنان سایتهای مختلف خبری مشتاق درج هر نوع اخبار تازه از درگیریها بودند. در این التهاب رسانهای، سایت «انجمن دفاع از مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین» كه سایت فارسی و رسمی حزبالله لبنان به شمار میرود
عکسی را با عنوان صحنه برخورد موشكهای حزبالله به ناوچه اسرائیلی منتشر كرد كه در آن لحظات به دلیل التهابات جنگ باورپذیر مینمود و در دهها سایت و حتی برخی نشریات این عكس منتشر شد.
فقط كمتر كسی در آن روزها از خود سوال كرد این عكس كه از زاویهی یك هلیكوپتر (هلیكوپتر چه كسی؟ حزبالله!؟) گرفته شده با آن شكار لحظهی تر و تمیز از لحظهی انفجار توسط چه كسی گرفته شده و اگر هم توسط خود نیروهای نظامی اسرائیل یا خبرنگاران آن گرفته شده چگونه با این سرعت به دست این سایت رسیده است؟
مدتی بعد مشخص میشود كه عكس مربوط به سال 1998 و از یك سایت استرالیایی در زمینه صنایع دفاعی با عنوان
Defense Industry Daily برداشته شده است.
منبع اصلی عكسدر این مطلب، خبر صحیح بوده و عكس نابجا و یا در حیطهی جنگ روانی و تبلیغاتی استفاده شده و با وجود كشف منبع این عكس، سایت مذكور همان مطلب را تا این تاریخ و با همان تیتر حفظ كرده است.(تصحیح میشود: دقیقاً همین امروز آن عكس را از گزارشهای تصویری بدون هیچ توضیحی برداشتند.
کش گوگل). اشاره مجدد: روز بعد کش گوگل تازه شده و دیگر نمایش داده نمیشود. کسانی که این مطلب را همان روز اول خوانده باشند آن را مشاهده کردهاند. عجب قایم «موشک»بازی شد!؟
■ تهران شهر ماهوارهها
مدتی این عكس نیز به عنوان عكسی از تهران كه پشتبامهای آن را انبوهی از دیشهای ماهواره پوشانده در سایتها و حتی برخی مطبوعات دیده میشد. در نگاه اول به خاطر بافت ساختمانها به نظر میرسد واقعاً تهران باشد اما عكس ظاهراً تصویر شهری در لبنان است.
خود عكس واقعی است. خبر غیرواقعی ضمیمه و تیتر آن این گونه القا كرده كه اینجا زاویهای از تهران است.
■ اینترنت در ایران برای همیشه قطع میشود!
چند سال پیش یك نفر (فرض كنید نویسنده همین وبلاگ!) مطلب طنزی نوشت با عنوان: «اینترنت در ایران برای همیشه قطع میشود!» در این مطلب به مصاحبهای خیالی با دكتر معتمدی وزیر سابق ارتباطات اشاره شده كه در آن به طنز عنوان شده بود به خاطر بعضی آسیبها اینترنت را در ایران قطع كرده و تمامی سرویسدهندهها را جمع میكنیم. چند روز بعد یكی از سایتها با حذف جمله آخر كه بر خیالی بودن این مصاحبه تاكید كرده عین همان مطلب را با این تیتر منتشر نمود: «جمهوری اسلامی طرحی را برای بستن تمامی مراکز خدماتی اینترنتی در دستور کار قرار داده است»! پس از آن برخی سایتهای دیگر خبری و سیاسی این مطلب را با آب و تاب بیشتر منعكس كرده و تحلیلهایی نیز در این رابطه ارائه دادند
.در اینجا هوكس و خدعهای در كار نبوده بلكه یك مطلب طنز موجب شده تا این گمان واقعی بودن ایجاد شود و نشر آن توسط یك پایگاه خبری و استفادهی سیاسی از آن، جنبهی طنزآمیز بودنش را از بین برده و جدی نمایش داده است.
● یك مثال دیگر
حال اگر محض مزاح یك خبر این گونه و به نحوی حرفهای تنظیم شود و به دستتان برسد یا در یك سایت خبری یا یك وبلاگ بخوانید چه واكنشی به آن خواهید داشت و وقتی خبر گسترش یابد اصلاً از كجا خواهید فهمید كه اصولاً چنین اتفاقی نیفتاده است!؟ (توضیح این كه تمام اینها غیرواقعی و مندرآوردی است! لطفاً جدی نگیرید!):
○ گفتگوی مهم تلفنی احمدینژاد و مركل
«به نقل از یك منبع موثق در ریاست جمهوری، آقای احمدینژاد صبح روز گذشته حدود یك ساعت با خانم آنجلا مركل صدراعظم آلمان گفتگوی تلفنی دوستانهای داشت. این منبع كه نخواست نامش فاش شود گفت: خانم مركل ضمن قدردانی از نامهی آقای احمدینژاد اظهار داشته از وی به طور رسمی جهت دیدار در آلمان دعوت به عمل خواهد آورد.
وی گفت: رئیس جمهور نیز ابراز امیدواری كرد كه روابط فیمابین در این دیدار بهبود یابد. آقای احمدینژاد ضمن اشاره به روابط تاریخی ایران و آلمان و انتقاد از سیاستهای آمریكا و انگلیس، نقش مستقل آلمان در اروپا و جامعهی ملل را ستود و گفت آلمان همیشه مهمترین شریك تجاری ایران بوده و امیدواریم بدون فشار قدرتهای بزرگ این همكاریها ادامه یافته و گستردهتر شود.
این منبع افزود: صدراعظم آلمان در این گفتگو نسبت به شراكت در برنامههای هستهای ایران ابراز تمایل كرده و اظهار داشته كه آلمان آمادگی دارد در این زمینه با ایران همكاری كامل نماید.
به نظر میرسد برخی كشورهای اروپایی بدون توجه به موقعیت ایران در آستانهی تحریم قصد دارند روابط غیرعلنی و تجاری خود با ایران را همچنان دنبال كنند».
در پایان آقای احمدینژاد ضمن انتقاد از چاقی خانم مركل وی را به كم كردن وزن تشویق كرد!
با كمی عكس و رنگ و لعاب كمتر كسی متوجه میشود كه متن این خبر به كلی ساختگی است. عصر انفجار اطلاعات و رشد انواع رسانههای بومی و مدرن از این مكافاتها نیز دارد! كه تو خود دانی اگر زیرك و عاقل باشی...
● ماكیاولیسم خبری
شاید بعضی از اینها در طبقهی هوكسها قرار نگیرند و همان ترفند یا خدعهی هدفمند یا جنگ روانی مد نظر سازندگان آنها باشد. یعنی نوعی منافع خاص تبلیغی و سیاسی حتی برای دیگران به وجود آورد. برخی شبكههای ماهوارهای فارسیزبان كلیپهایی با مضامین سیاسی پخش میكنند كه در آن از تصاویر مشهور اعدام باند موسوم به كركسها كه علاوه بر قتل و تجاوز خانوادههای بسیاری را داغدار كرده بودند با عنوان اعدام آزادیخواهان و مبارزان ایران استفاده میكنند كه به طور مطلق عملی اشتباه است. یا عكس مشهور صحنه اعدام افرادی كه به كودكی تجاوز كرده بوده و تحت عناوینی نظیر حمایت از همجنسگرایان در مورد آن تبلیغ میشود و روی این گونه عكسها و اخبار كه

واقعیت آن چیز دیگری است مانور داده میشود.
اینجا این واقعیت وجود دارد كه مخاطبینی كه در داخل ایران از اصل ماجرا خبر دارند نسبت به پیام آن رسانه حداقل در ذهنشان بازخورد منفی نشان میدهند و خودبهخود نوعی بیاعتمادی به آن رسانه در ذهنشان نقش میبندد حتی اگر آن را عنوان نكنند و حتی اگر موافق نظریات و سیاستهای آنان باشند. این در كوتاهمدت آنان را به سمت رسانههای رقیب خواهد كشاند. رسانههای مختلف به ویژه سایتهای خبری اینترنتی گاهی به دام این «سیاهچالههای اینترنتی» میافتند و سایتی اطلاعرسانی كه هر خبری را تنها به دلیل مطابقت با منافع خود منعكس میكند استعداد بیشتری برای افتادن به این سیاهچالهها و پایین آمدن اعتبار دارد.
سوال این است كه ما تا چه حد مجازیم كه از ناآگاهی انبوه مخاطبین خود استفاده كنیم و بعد تكلیف این نقیضه یا پارادوكس كه مخاطب را با اخبار جعلی درگیر میكنیم و بعد كشف میشود كه ماجرا در اصل چیز دیگری بوده و انواع و اقسام بهتانها نیز به افراد بسته میشود، چگونه جبران میشود و آیا «هدف وسیله را توجیه میكند» میتواند جای سلامت خبری و انعكاس بیطرفانه و واقعی اخبار را بگیرد یا خیر؟ پاسخ به این سوال را كارشناسان رسانههای مختلف و خود مدیران این رسانهها باید بدهند.
● پیشنهادهایی به مدیران سایتهای خبری در این زمینه:
1- دانش فنی خود را در زمینهی وب و نرمافزارهای مختلف به ویژه نرمافزارهای گرافیكی بهبود بخشید.
2- به عكسها و مطالبی كه ماهیتاً حاوی یك مضمون جنجالی به ویژه در مورد شخصیتها و افراد یا اخبار سیاسی و مسائل روز مخصوصاً مسائل سیاسی و مذهبی هستند و توسط افراد دیگری خارج از تیم عكاسی یا گزارش شما به دستتان میرسد، شك كنید و تا از صحت آن اطمینان نیافتهاید از درج یا لینك دادن به آن خودداری كنید.
3- از مشاوره فنی و محتوایی كارشناسان وب، ادبیات و سایر رشتهها بهره بگیرید. در صورت نیاز و ضرورت درج یك خبر داغ (و البته مشكوك!)، حتماً پیش از درج خبر این كار را در اولویت قرار دهید. حتی میتوانید از تجارب و مشاهدات وبلاگنویسان و افراد باتجربه در عرصهی اینترنت ایرانی كه با اسامی و افراد و وقایع بیشتری آشنا هستند و یا رویدادهای سطح نت را رصد و مانیتورینگ میكنند بهره بگیرید.
4- همیشه به یاد داشته باشید كه میتوان یك عكس را به نحوی دستكاری كرد كه تشخیص آن از واقعیت حتی برای كارشناسترین افراد نیز دشوار باشد. بنابر این به تحلیل اجتماعی و سیاسی خبر و عكس و رخدادهای روز و ارتباط آن با عكس بیشتر دقت كنید.
5- بیشترین ترفندها در مورد مسائل روز اتفاق میافتد. این مسائل ممكن است جنبههای گوناگون سیاسی و مذهبی و اجتماعی داشته باشند. حتی ممكن است وقایع تاریخی گذشته نیز به نوعی با مسائل روز پیوند خورده و موضوع را قابل باور نشان دهد و یا مطلب مورد نظر تنها نوعی طنز باشد.
6 - اعتماد مخاطبین و انصاف را فدای تبلیغات زودگذر یا منافع و دیدگاههای سیاسی خاص نكنید. این شیوهها كهنه و مطرود است و به دروغپردازی تعبیر میشود. «افشاگری» در ادبیات رسانهای و سیاسی ما بد تعریف شده و به تعریفی دوباره و سالم در جهت روشنگری عامهی مردم نیاز دارد. بسیاری از هوكسهای سیاسی از این اشتیاق رسانهها برای كسب اخبار و گزارشهای داغ و مثلاً افشاگرانه استفاده میكنند و با آشكار شدن واقعیت، این صاحبان آن رسانهها هستند كه لطمه میبینند.
6- بیشترین خطاها و به دام هوكس افتادنها توسط رسانههای ایرانی خارج از كشور با رویكرد افراطی به مسائل صورت میگیرد. تا از صحت یك خبر یا عكس و اثرات آن مطمئن نشدهاید، اعتبار رسانهی خود را مخدوش نكنید. به ویژه در زمینهی نام اشخاص و نام مكانها دقت داشته باشید. بر وبلاگها و سایتهای شخصی این خطاها حرجی نیست ولی وقتی تیمی با عنوان یك خبرگزاری یا پایگاه خبری به منبع نشر اخبار غیرواقعی مبدل شود به تدریج اعتبار خود را از دست میدهد.
7- اگر متوجه شدید محتوای یك خبر یا یك عكس خاص صحت نداشته و نوعی ترفند است، بلافاصله در صفحهی همان خبر و بهتر است كه در بالای آن، توضیح ضروری را قید كنید. این موجب جلب اعتماد و احترام بیشتر مخاطب به سایت شما خواهد شد.
8- ترفندهای هدفمند و تحریف واقعیت برای منافع سیاسی نیز هیچ گاه جای سلامت خبری و اطلاعرسانی سالم و اگر هم شد لحن غیرجانبدارانه را نمیگیرند. به تجربه ثابت شده است كه پایدارترین و موفقترین و قابل اعتمادترین رسانهها همین رسانههایی هستند كه اگر چه در ظاهر لحن محترمانه و بیطرفانهای هم دارند اما هوشمندانه سیاستهای خود را نیز دنبال میكنند و موجب جلب مخاطبین بیشتر میشوند.
○ امید كه این مطلب بلند به كار مدیران سایتهای مختلف خبری به ویژه كسانی كه سایت جدیدی با فعالیت اطلاعرسانی میسازند، بیاید. خطاها اجتنابناپذیر هستند اما گاهی درج یك خبر یا عكس موقعیتهای دشواری نظیر سؤتفاهم و جنجال و بحران به وجود میآورد كه رسانهها را ناگزیر از پاسخگویی یا تبعات آن و حتی به برخوردهای قضایی میكشاند كه به دلیل پیچیدگی فنی و محتوایی ذاتی اینترنت و توسعهنیافتگی آن در ایران قضاوت در این مورد را دشوارتر میكند.