تبلیغات
نوشته های یک پسر شاد - به رنگ سیب های سرخ

نوشته های یک پسر شاد

به رنگ سیب های سرخ

دوشنبه 14 مرداد 1387

به بهانه آغاز هشتمین دوره لیگ برتر ایران

از زمانی که یادم میاد عاشق فوتبال بودم . همیشه و همه جا وقتی من وارد می شدم همه درباره فوتبال صحبت می کردند . در یک جمع استقلالی من همیشه تک پرسپولیسی بودم . هیچوقت حتی لحظه ای از فوتبال بدم نیومد حتی در بدترین شرایط . فصل قبل وقتی سه روز مونده به آغاز مسابقات وقتی مردی کاملا ناآشنا وارد فرودگاه شد و گفتن قراره سرمربی پرسپولیس بشه هیچوقت فکر نمی کردم انقدر رو من و همه پرسپولیسی ها اثر بزاره و بشه افشین امپراطور !!!

وقتی فصل تموم شد باورم نمی شد که فردی مثل قطبی تو 9 ماه انقدر خودش رو تو دلمون جا کرده و یک شبه ره 50 ساله سلطان رو طی کرد . بیراه نیست اگر بگیم حالا افشین قطبی محبوب تر از علی سلطان هست ( با وجود اینکه پرسپولیسی تیر هستم ولی هیچوقت به علی پروین علاقه ای نداشتم ) حالا همه می گن افشین قطبی وارد باتلاق شده چون هیچ تیمی تو ایران نمی تونه دوبار پیاپی قهرمان بشه . ولی من همیشه می گم افشین قطبی و پرسپولیس این بار این کار رو می کنن تا به همه ثابت بشه که می شه !

به هر حال امروز دوباره هیجان شروع می شه همه ی فریاد های خفته از گلو بیرون میاد . جایگاه 18 ورزشگاه آزادی دوباره میزبان ما خواهد بود و من بازهم فقط خواهم گفت رنگ فقط به رنگ سیب های سرخ ...

پیوست : قصد نداشتم فعلا وبلاگم رو آپ کنم اما فقط اومدم بگم افشین قطبی و پرسپولیس حالا بیشتر از همیشه به ما احتیاج دارن. تو جایگاه ۱۸ ورزشگاه آزادی منتظرتون هستم.

پیوست : این روزها حال چندان خوبی ندارم چون از کسایی نارفیقی دیدم که فکرش رو نمی کردم . از طرفی زندگی هم وارد جاده خاکی شده پس از این وبلاگ هایی که تو لینکستان هست هیچکدوم توقع نداشته باشن که بهشون سر بزنم . 

پیوست : به  نظرم دیگه دوران من تو دنیای وبلاگ ها تموم شده . شاید هنوزم نمی تونم باورش کنم اما دیگه وقتشه که خودم رو بازنشست کنم البته هنوز تصمیم نگرفتم اما تعجب نکنین اگر بزودی این تصمیم رو اعلام کردم .

پیوست :  این فصل یکم برای من ویژه تره چون فهمیدم داریم با افشین قطبی همسایه می شیم !!!(بفرمایید در خدمت باشیم )

این هم به خاطر دل خودم می نویسم :

من گمان می کردم

 

دوستی همچون سروی سرسبز،


چارفصلش همه آراستگیست...

من چه می دانستم،


هیبت باد زمستانی هست.

من چه می دانستم،


سبزه می پژمرد از بی آبی؛

سبزه یخ می زند از سردی دی...


[ دوشنبه 14 مرداد 1387 - 12:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : دوشنبه 14 مرداد 1387 - 11:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| پویا ] [عمومي , ] [+]


نوشته های پیشین ...

+ ورژن جدید مرجع خبری پرسپولیس
+ خداحافظ
+
+ عجب صبری خدا دارد
+ ...
+ به رنگ سیب های سرخ
+ ...
+ پشت پرده انصراف حسین رضازاده از المپیک
+ پل شکسته
+ زنده ها را دریاب
+ یه عکس
+ افسوس
+ ...
+ من رو فراموش نکنین
+ تمام شد !

صفحات :
نمایش نظرات 1 تا 30